| |
|
| |
عمری که رفته دیگه نمیاد(مرگ) |
| |
جمعه هفتم اردیبهشت 1386-1:30
-گمنام |
| |
وقتی که می رفتم فکر تو راحت بود تکرار اسم من از روی عادت بود
وقتی که می رفتی از غصه وا موندم مرگم چه زودم بود فردا رو جا موندم
دلخور نشو از من از اینکه دل تنگم من با خودم قهرم با تو نمی جنگم
از دست خود رفتن از دست تو دورم دل خور نشو از من وقتی که مجبورم
این قسمت من بود حرفاتو می فهمم فرصت بده کم شم از خاطرت کم کم
از من به دل نگیر همدرد بی تقصیر باشه گناه تو پای من و تقدیر
وقتی که می رفتم فکر تو راحت بود تکرار اسم من از روی عادت بود
وقتی که می رفتی از غصه وا موندم مرگم چه زودم بود فردا رو جا موندم
این قسمت من بود حرفاتو می فهمم فرصت بده کم شم از خاطرت کم کم
از من به دل نگیر همدرد بی تقصیر باشه گناه تو پای من و تقدیر.... |
| |
لینک ثابت
|
تو چشاتو واسه همیشه بستی.... |
| |
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386-0:16
-گمنام |
| |
تو چشاتو واسه همیشه بستی....
دستات بسته
گوش کن دل خسته
از عشق دلگیرم
بی اون من می میرم
چاره ندارم
ترک کرده یارم
ای دل عاشق
و ساده من
دستات بسته
آهای دل خسته
همه درها رو به روت بسته
اونی که رفته
روزی بوده با من
ای دل تیکه .و پاره من
دل من بغضت بشکن گریه کن با من دل من روزای خوبت همشون رفتن
دل من اونی که قلبش یکی بود با من دستای من به اون دیگه نمی رسه
اونی که عمری تو رو
بازی داده و رفتش
این دل خسته
از سرش زیاده
تو با دروغاش گاهی
سر کاری باز میری
اون خیانت کرده
باز کم میاره
تو دیگه قلبمو آتیش نزن
دل من دل من دل من دل من
دل من بغضت بشکن گریه کن با من دل من روزای خوبت همشون رفتن
دل من اونی که قلبش یکی بود با من دستای من به اون دیگه نمی رسه
.... ای کاش من می میردم تا بفهمی روزی من هم زنده با یاد تو بودم....
|
| |
لینک ثابت
|
only for u بیمرام تولدت مبارک |
| |
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386-2:4
-گمنام |
| |
امروز روز تولدته و تو ديگه نيستي، باورم نميشه که براي هميشه رفتي
دلم برات تنگ شده، براي صدات، براي حرفات، براي . . .
باورم نمي شد که سرنوشت، اين قدر زود تو رو از من بگيره
پارسال اولین کسی که بهش تبریک گفت من بودم
امسالم من باز اولین کسی هستم که بهت تبریک میگم اما....
فقط با یه قاب خالی حرف میزنم
ولی باز هم صادقانه میگم تولدت مبارک بیمرام... .
 |
| |
لینک ثابت
|
سبب منم که میشکنم.... |
| |
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386-1:41
-گمنام |
| |
دلم برات تنگ شده خيلي وقته
لحظه دوري از تو خيلي سخته نميدوني چه تلخ بي تو بودن چه معني داره بي تو شعر سرودن دلتنگيهام فراوونه دل ديگه بي تو داغونه دنيا با اون بزرگياش بي تو برام يه زندونه هواي چشمام بارونه........  هيچکس به جز تو ندارم که سر رو شونش بذارم
باز مثل ابراي بهار واسش يه دنيا ببارم سر روي شونش بذارم...... به سر هواي تو دارم اينجوري داغونم نکن من که اسير عشقم بيا و زندونم نکن زندگي بي تو سخته خودت اينو خوب ميدوني بيا و اين اخر عمر بگو همين جا ميموني
کاش نمی رفتی....
 |
| |
لینک ثابت
|
به تو می گویم که به آنان بگویی این وصیتم را انجام دهند.... |
| |
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386-1:24
-گمنام |
| |
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد که يک مرغ مهاجر بوده است
بنويسيد زمين کوچه ي سرگرداني است او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است
صفت شاعر اگر همدلي و همدردي است در رثايم بنويسيد که شاعر بوده است
بنويسيد اگر شعري از او مانده به جاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است
مدح گويي و ثناگويي اگر دينداري است بنويسيد در اين مرحله کافر بوده است
غزل هجرت من را همه جا بنويسيد
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است روي قبرم بنويسيد
بنویسید....دوستش....دا....ر....م .... |
| |
لینک ثابت
|
به نام خدا همین یه بار کردم فراموش تو را.... |
| |
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386-1:54
-گمنام |
| |
باز هم براي تو هنوز هم عاشقانه هايم را عاشقانه براي تو مينويسم هنوز هم در ازدحام اين همه بي تو بودن از با تو بودن حرف ميزنم هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است اينروزها ديگر پشت پنجره مينشينم و به استقبال باران ميروم ميدانم پاييز هنوز هم شورانگيز است ميدانم يکي از همين روزها کسي که نبض زندگي من است کسي که تمامي نفسهاي من است کسي که جز تو نيست باز ميگردد ميدانم تمام ميشود و ما رها ميشويم پس بگذار بخوانم: تو اولين عشق منو آخرين عشق من تويي نرو منو تنها نذار که سرنوشت من تويي
.... گمنام.... |
| |
لینک ثابت
|
خدایا این حبیبه یا طبیبه؟ |
| |
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386-1:58
-گمنام |
| |
باز هم آمده ام تا برایت بگویم
بگویم که این جا چقدر تنهایم
تنها تر از همیشه هستم
بیشتر از همیشه می خوانمت
کنون کجایی ای عزیز رفته ام
دلکم می خواند امشب نغمه ایی
یاد چشمانت می زند باز آتشی
چه بگویم هان؟که با هجرتت فسرده ام من
* * * *
می مُردم براش
نمی دونست می مُردم بی اون بدون چشاش
رفته از برم
نمی دونست که دلم بسته به ساز صداش
آرزومه که کاش می دونست که من می مُردم براش
سفرش بخیر
حالا که رفته تک و تنها تا یه شهر دور
بره که رفتن بدون من میره به یه دنیانور
سفرش بخیر
بره گر شکسته ز من میتونه دوباره بسازه
از دلی شکسته و نامید و خسته بذازش بره
بذاریدش بره
نمی خوام بیاد
نمی خوام میون تاریکی من اون حروم بشه
نمی خوام ازش
نمی خوام که مثه یه شمع بسوزه برام تا تموم بشه
می ذارم بره که تا بزرگه آرزوم بشه....
|
| |
لینک ثابت
|
گذاشتی رفتی سالها گذشت.... |
| |
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386-2:31
-گمنام |
| |
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم
اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم
بر لب کلبه محصور وجود من در اين خلوت خاموش سکوت
اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم
اگر از هجر تو آهي نکشم مي شکنم
تک و تنها به خدا مي شکنم
مي شکنم مي شکنم مي شکنم
|
| |
لینک ثابت
|
حتی فکر نکردی0000با من چه ها کردی؟؟ |
| |
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386-2:27
-گمنام |
| |
من وتوعاشقونه، يه روز تو باغ خورشيد به همديگه رسيدم
نگات نگام و دزديد
ميون باغ خورشيد يه عهده تازه بستيم که مال هم
بمونيم واسش جناق شکستيم
گفتي اگه ببينم ياد من ازدلت رفت، يادم تو را فراموش
گفتم که شعله ي عشق حتي اگه بميرم درمن نميشه خاموش
قدم زديم دويديم به دشت گل رسيديم ، به دشت پر شقايق ، شقايق هاي معصوم
يه شاخه ايش رو چيدي ، با غنچه ي شقايق برام نگيني ساختي
وقتي به من سپرديش گفتي که شرط رو باختي
گفتم که اين شقايق تو قلبمه هميشه، حتي اگه بميرم از من جدا نمي شه
حتي اگه بميرم از من جدا نمي شه....
|
| |
لینک ثابت
|
برو بمیر دیگه دوست ندارم.... |
| |
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386-10:57
-گمنام |
| |
|
| |
لینک ثابت
|
دوباره کاری نکن که باز بخوایی بیایی پیشم |
| |
شنبه هجدهم فروردین 1386-1:46
-گمنام |
| |
شب است درد و غم و گریه
شب آمده از راه های قصه
شب آتشی می زند بر دلم
من را پر میکند زدرد و غصه
**************************
شب با آن همه سیاهی و تاریکی
در دلم رهی می آفریند نورانی
بر دلم می نشیند اما کآن لحظه
شب می آید و آتشی برمی افکند
***************************
مهتاب در اتاقم سایه اکنده
درد و غمم را افزون تر کرده
نوای غم در گوشم می زند زنگ
این دلم را از همه جا خسته تر کرده
****************************
شب را سپیده با دست خود پس می زند
آدم ها را در نگاهم رنگ می زند
بر دلم ترسی سایه می اندازند آدم ها
باز هم من مانده ام در بینشان تنها....
|
| |
لینک ثابت
|
دل بی نوای من |
| |
جمعه هفدهم فروردین 1386-3:4
-گمنام |
| |
چیه دلم گرفتی.....واسه چی داری گریه میکنی؟
چیه دلم شکستی....واسه کی داری گریه میکنی؟
چیه دلم غریبی....چی دیدی داری گریه میکنی؟
میگی گذاشته رفته ....اونی که مثه همه نفس تو بود
میگی دلتو شکسته....اونی که همه کسه تو بود
میگی دیدی نمونده .... پای همه حرفایی که زده بود
دل من می دونم داری دیوونه میشی اما باز .....بیخیالش
دل من می دونم داری ویروونه میشی اما باز....بیخیالش
 |
| |
لینک ثابت
|
می میرم براش.... |
| |
جمعه هفدهم فروردین 1386-2:12
-گمنام |
| |
عاشق و پر احساسه
اون عشقش مثه الماسه
واسه من عزیز ترین
میمیرم براش....
**********
ستاره باز چشمک زنون با شعر من گریه می کرد
صدای پرواز نسیم با آه من ناله می کرد
بمون پیشم بمون بی تو من یه شاخه شکسته ام
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممم
|
| |
لینک ثابت
|
چشمای ساده منتظر من |
| |
شنبه یازدهم فروردین 1386-2:16
-گمنام |
| |
دوستت دارم....منو ببخش
برو عزیز
نگران نباش
من انجا کم غصه می خورم
کم نه کم کم می خورم....
اگه اومدی این نقطه چین را هم پر کن....
|
| |
لینک ثابت
|
سهم من بودن است0000اما در یک عمر تنهایی |
| |
شنبه یازدهم فروردین 1386-1:22
-گمنام |
| |
سلام سلام ای کسی که تودلم درخشید
دیگه دوست ندارم ببخشید....
ابرهای آسمان خانه ما گریان است
قلب ها در خانه ما از کار جهان حیران است
اما عشق در خانه کوچک ما فراوان است
در شهر ما ....چه بگویم که قلب ها همه سنگ است
عشق های شیشه آن قدر که کم است
همه آدما از هم گریزان اند
مردن در شهر ما گشته آرزو
گرگ ها در لباس عشاق فراوان است
یاد خدا در دلها کم رنگ گشته
ای خدا این انسان اند یا حیوان اند
شهر ما چیست؟؟شهر است یا .....
خدایا دل ما جوانان گرفتار است
گرفتار چیست؟؟؟؟؟؟؟؟
چه بگویم که خنده دار است
در دلهایمان روزی عشق آرزو می کردیم
اما اکنون آرزو ها همه در گورستان است
همه حرف ازرفتن می زنند
کودکی که تازه می آید نیز گریان است
خدایا درد ها دگر در چهره ها نمایان است
پس چرا من در این دنیای ....سرگردانم؟؟
|
| |
لینک ثابت
|
کاش قلب ها در چهره ها بودند |
| |
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385-1:36
-گمنام |
| |
کاش تو را می شناختم
کاش همانند دفتری باز
قلب و احساست میخواندم
کاش از همان آغـــــــــاز
از چشمان سیه پوش حذر میکردم
کاش از عشق و احساس تو گذر می کردم
کاش به قلب سنگت من هم
خنجری به نام خیانت میزدم
کاش و کاش وکاش...............
اما ای کاش که از اول من نبودم
تو نبودی عشقمان نبود
کاش من این همه کینه از تو نداشتم
کاش من اینهمه عشق از تو به دل نداشتم
کاش تو با دیگری نبودی
کاش تو اکنون خــــــــــــــــوش باشی
کاش تو امروز گذشته را به یاد آوری
تا شاید راحت تر من در غم عشقت جان بسپارم
|
| |
لینک ثابت
شب رفتن تو شب در خود شکستنم بود |
| |
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385-1:25
-گمنام |
| |
غربتی که من ازش حرف میزنم
تنهایی میان ازدحام بی کسیه
امشبم مثه تموم شبا بازم دارم از تو میگم
از تویی که از همه نامهربون تر بودی از تویی.......
قلب من جز از تو گفتن هنری دیگه ایی نداره
چشم من جز خون گرستن برای تو دردی نداره
غربتی که من دارم ازش میگم
غم عشق غم بی وفاییه غم خیانته
گر کسی وصف او زمن پرسد
بی دل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوق اند
بر بر نیــــــــــاید ز کشتگـــان آواز
شب باز بر جانم آتشی انداخته است
شب ازقدیم از تو برایم نشانی داشته است
هوایم امشب بارانی است
ای عزیز امشب
دل تو به هوای چه کسی به این آرامی است

|
| |
لینک ثابت
بی هم نفس منم بی کس تر از تو منم |
| |
دوشنبه بیست و پنجم دی 1385-1:7
-گمنام |
| |
شباهنگام است غمی سنگین بر دلم مهر سکوت زده
اشکی در چشمانم حلقه بسته و نمی دانم با کدامین
تلنگر این حلقه می شکند چرا که من بس اینجا برایت
اشک ریختم که دگر چشمه چشمانم خشک گردیده
غمم افزون تر می شود با یاد تو
دلم محزون تر می شود با نام تو
شب و روزم گریه گشته هر دم
در آن دم که می برم نام توبر دلم
غمی سنگین می زند نقشی از نگاه تو
در آن دم که می برم نام توبر دلم
غمی سنگین می زند نقشی از نگاه تو
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه ای از خداوندی به دور |
| |
لینک ثابت
|
| |
سه شنبه پنجم دی 1385-23:54
-گمنام |
| |
می خوایی بری نمی ذارم آخه فقط تو رو دارم
فکر نکنی دست از سرت بر میدارم
تازگیا ببخشید ها حس میکنم یکی داره سد میذاره میون ما
شاید حسم درست میگه شما کجا و ما کجا
ببخشید ها تازگیا کارم شده خدا خدا
تو که شدی سر به هوا
منم فقط دست به دعا
خودت بگو چرا میخوایی تموم شه ماجرا
تو رنگای دنیای ما سفید کجا سیاه کجا
ببخشید ها یه قولی موند میون ما
|
| |
لینک ثابت
|
می میرم برات |
| |
شنبه دوم دی 1385-0:34
-گمنام |
| |
می میرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات
نمی خوام بیایی نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
عاشقم هنوز نمی خواستی بمونی و بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم تو می خواستی بری تا فرداها پر خوشکلم
برو راهی نیست تا فرداها پر خوشکلم
سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
سفرت بخیر برو گر شکستی ز من میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نو مید و خسته تو باز برو
نمی خوام بیایی نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی

|
| |
لینک ثابت
|
|